سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

66

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

مىكنم كه منّت او بر آفريدگانش عظيم است ، « و سبغت نعمته » ؛ و نعمت او همگان را در پرتو خويش قرار داده است ، « و سبقت رحمته غضبه » ؛ و رحمت او بر خشم او پيشى گرفته است ، « و تمّت كلمته » ؛ و كلمهء او به كمال رسيده و به هر كس هر چه لايق و شايسته بوده داده است ، « و نفذت مشيّته » ؛ خواست او در همه چيز نفوذ كرده است ، « و بلغت قضيّته » ؛ و قضاى او به امضاى او رسيده است ، « حمدته حمد عبد مقرّ بربوبيّته » او را به گونه‌اى مىستايم كه بنده‌اى به مقام ربوبيت او اقرار مىكند ، « متخضّع لعبوديّته » ؛ و در برابر بندگى او فروتنى مىكند ، « منتصل لخطيئته » ؛ و به خطاكارى خويش اعتراف مىنمايد ، « معترف بتوحيده » ؛ و به يكتائى او اقرار مىنمايد ، « مؤمّل من ربّه » ؛ و از پروردگارش آرزومند است ، « مغفرة تنجيه يوم يشغل عن فصيلته و بنيه » ؛ تا او را ببخشد و رهائى دهد از روزى كه اعراض مىكند از بستگان و فرزندانش ، « و يستعينه و يسترشده و يستهديه » ؛ و از وى مىخواهد تا او را ارشاد كند و از نعمت هدايت برخوردار بسازد ، « و يؤمن به و يتوكَّل عليه » ؛ و به او ايمان مىآورد و بر او توكَّل مىكند ، « و شهدت له تشهّد مخلص موقن » ؛ و گواهى مىدهم بر او به گونه گواهى دادن كسى كه با كمال اخلاص و يقين بوجود او گواهى مىدهد ، « و بعزّته مؤمن » ؛ و به عزّت و ارجمندى او ايمان دارد ، « و فرّدته تفريد مؤمن متقن » ؛ و او را به يكتائى و يگانگى مىستايم ، همانطور كه مؤمن اهل يقين او را به يگانگى مىشناسد و مىستايد ، « و وحّدت له توحيد عبد مذعن » ؛ و او را به گونه‌اى يكتا مىدانم كه بندهء معترف به عبوديت به يكتائى او لب مىگشايد ، « ليس له شريك في ملكه » ؛ در سلطنتش انبازى ندارد ، « * ( وَلَمْ يَكُنْ لَه وَلِيٌّ ) * في صنعه » ؛ در ايجاد موجودات يار و ياورى ندارد ؛ « جلّ عن شريك و وزير » ؛ آرى او عاليمقامتر از آنست كه انبازى داشته و يا كسى در نبود او به كارهاى او بپردازد ، « و عن عون و معين و نظير » ؛ و والاتر از آنست كه ياور و كمك كار و همتائى داشته باشد ، « عمّ فسرّ » ؛